می چکد لابلای خاطراتم

میان پریشان زلف هایم

که دیری ست سفیدی را بهانه می کنند

گوشه ی خشک صفحه های مرده تا می خورد

جدا از نخستین آفتاب

حدیث همان بود که بخششی نداشت ....